ارمغان ملی هر نوع اعلان شما را با شرایط سهل می پذیرد.

Email: armaghan.mille@gmail.com  


صفحه نخست

 

http://armaghanmille.wordpress.com

http://shekwaha.blogspot.com

http://afghancitizen.blogspot.com

http://nine-11.blogspot.com

http://citizenmail.blogspot.com

http://armaghan-atfal.blogspot.com

http://armaghanjawanan.blogspot.com

http://g-hunar.blogspot.com

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوع جديد روابط ميان كابل و واشنگتن

كوه بچه

بالاخره پس از بگو مگو ها، رايزني ها، جرگه ها و شرط و شرايط ها آقاي كرزي سند همكاري هاي ستراتيژيك ميان افغانستان و ايالات متحده را در حالي با اوباما امضاء كرد كه بارك اوباما در يك سفر از قبل اعلام نشده به كابل وارد گرديده پس از امضاء آن سند به پايگاه هوايي بگرام رفت.

خطوط كلي سند شامل فصل هايي چون حفظ و تقويت ارزش هاي مشترك دموكراتيك، تحكيم امنيت دراز مدت، تقويت امنيت و همكاري منطقوي، انكشاف اقتصادي-اجتماعي و تقويت نهاد ها و حكومتداري در افغانستان ميباشد. احتمالاً به دلايل امنيتي ترتيبات و تشريفات اين سفر طوري تنظيم شده بود كه انعكاس وسيع در رسانه ها نداشت. بارك اوباما در پايگاه هوايي بگرام طي بيانيه يي اين توافق نامه را تاريخي خواند و از پايان جنگ سخن گفت.

با اين حال موصوف تأكيد نمود كه افغانها مسوول امنيت كشور خودشان خواهند بود. اوباما گفت ايالات متحده پايگاه دايمي در افغانستان تشكيل نميكند و ديگر در جاده ها و كوه هاي افغانستان گزمه نخواهد كرد و اين كاررا جزء وظايف نيروهاي امنيتي افغانستان خوانده متذكر شد كه بر اساس سند ستراتيژيك پايگاه هايي در افغانستان ايجاد خواهد شد كه در مبارزه با دهشت افگني كار كرده و نهاد هاي دموكراتيك را تقويت بخشد. اوباما از مذاكرات صلح به رهبري افغانستان پشتيباني نموده، خطوط قرمز آن را قطع ارتباط طالبان با القاعده، كنار گذاشتن خشونت و قبول قانون افغانها توسط آنان مشخص كرد. اوباما با اشاره به اجلاس قريب الوقوع شيكاگو گفت:«من به همسايه افغانستان پاكستان واضح ساختم كه آنكشور ميتواند در اين روند شريك برابر باشد.» رييس جمهور امريكا ياد آورد شد كه هدف ايالات متحده ساختار كشوري به شكل و تصوير امريكا نيست اما در ضمن ياد آور شد كه:«دريافتم كه بسياري امريكايي ها از جنگ خسته شده اند، منحيث رييس جمهور برايم مشكلست تا به خانواده ها بگويم كه فرزند شما كشته شده است».


 

از عجايبات سكاندران سياسي افغانستان


زهي دموكراسي، زهي آزادي بيان!؟

وزارت تحصيلات عالي خلاف مواد 24 و 34 قانون اساسي زبان استادان دانشگاه ها يا پوهنتون ها را قفل كرد تا با رسانه ها مصاحبه نكنند


 


 

 

پیام ارمغان ملی به خوانندگان

شماره 95/پنجشنبه 8 جدی 1390/29 دسمبر 2011

شما که از ماه جوزای سال روان تا کنون صفحات مرا از طریق این جوان زحمتکش بدون وقفه بدست آورده می خواندید، منبعد متأسفانه بدلیل فقدان هزینه چاپ با همه تان خدا حافظی مینمایم. میدانم که این گسست برای هر دو جانب ما و شما خوانندگان عزیز سخت سنگین و اندوهگین خواهد بود اما نا گزیر آنرا باید تحمل کرد. چون در خانواده مطبوعات آزاد افغانستان و نشریه های بی پشتوانه دشواری عجیبی وجود دارد که تا خوانندگان با آنان اُنس و الفت میگیرد، پنجه مشکلات فقدان هزینه رابطه خواننده و نشریه را متوقف میسازد. اما ما به شما خوانندگان عزیز وعده میدهیم که ارمغان را در فضای مجازی وبسایت و وبلاگ ها متوقف نساخته دردهای مردم و خواسته های شما خوانندگان عزیز را قویتر از پیش فریاد خواهیم کشید.

عجالتاً در ارمغان چاپی تا یافتن امکان دیگر خدا نگهدار!Ÿ

از فراموشان مبادا هر که ما را یاد کرد


 

اوباما: ’ایالات متحده به رهبری جنگ علیه گرسنگی و سوء تغذی التزام اخلاقی دارد’

براک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده شراکت جهانی برای بهبود امنیت موادغذایی را بیان داشت. او گفت ایالات متحده به رهبری جنگ علیه گرسنگی و سوء تغذی التزام اخلاقی دارد.

رئیس جمهور اوباما شراکت بین حکومات، کشورهای کمک کننده و بخش خصوصی را روز جمعه اعلام کرد. سخنان اوباما درحالی آغاز گفتگوهای سطح عالی بود که رهبران گروه هشت کشور اقتصادی قدرتمند جهان برای جلسه سالانه در کمپ دیوید تفرجگاه رئیس جمهوری ایالات متحده در بیرون واشنگتن است.

آقای اوباما گفت تلاش امنیت غذایی در تقویت عاید زارعین وکمک به 50 ملیون نفری است که خودشان را طی بیشتر از ده سال گذشته خارج ساختند.

صدای امریکا


 
 

Visitors

visit counter for blogspot  


   

اخبار
 
سيري بر نمايشگاه خاموش كتاب در كابل!

كوه بچه

نمايشگاه كتاب كه در تعمير مقبره تيمور شاه از روز سه شنبه براي يك هفته داير گرديد، متأسفانه در وجود چند ميز كه به روي آنها كتاب گذاشته شده در حالت سكوت و انزوا قرار دارد.

فضاي سرد و خاموش نمايشگاه با توجه به آنكه در مركز شهر و در يكي از نقاط مزدحم پايتخت قرار دارد مايه تعجب و تأثر انسان ميگردد.

سوال اينجاست كه چرا مردم و عمدتاً قشر روشنفكر و تحصيل يافته به چنين نمايشگاه ها علاقه نميگيرند و چرا حلقه وصل ميان ناشر و خواننده كتاب اينچنين از هم پاشيده؟ يكي از دلايل آن شايد اين باشد كه اكثراً كتابهاي چاپ كشور هاي همسايه را ناشران در غرفه هاي شان به اسم موسسه نشراتي مربوطه گذاشته ادعاي ناشر بودن آن را مينمايند، در حاليكه علاقمند آن كتاب ميتواند آنرا در چند قدمي نمايشگاه در پل باغ عمومي و در روي بازار به سهولت ببيند و بخرد كه با اين حال ضرورت سر زدن به نمايشگاهي كه در آن كتابهاي روي بازار به نمايش گذاشته ميشود منتفي ميگردد. دليل دوم شايد آن باشد كه متأسفانه در افغانستان، ناشر يك اسم بي مسماست، در حاليكه ناشر حتماً بايد كتابشناس باشد و كتاب هايي را توريد و منتشر كند كه عطش خوانندگان را رفع كرده بتواند ،نزد ناشران ما هنوز بينوايان و مردي كه ميخندد آثار جديد قابل مطالعه ميباشند و ادگار الن پو، داستايوفسكي، بالزاك گوركي و جك لندن جوانترين نويسندگان امروز فكر ميشوند. در حاليكه نسل كنوني ما با شعر، ادب و هنر امروزي غرب اصلاً آشنايي ندارد كه با اين حال به نمايش گذاشتن چندمين بار آثار كلاسيك و نبود آگاهي از وضعيت شعر، ادب و هنر امروزي جهان در نمايشگاه ها باعث دلسردي و عدم علاقمندي خوانندگان به چنين نمايشگاه ها ميشود.


 

تیزس های معما گونه رییس کمیسیون انتقال مسوولیت !
هيئت افغانستان درنشست دوشنبه توهين شد!
ماجراها ورویداد های داغ سال 1390
فرصت های طلایی را که دولت افغانستان و جامعه جهانی از دست دادند!
نشست بي حاصل اسلام آباد
 

سياسی
 
چرا شهرداری کابل به بازسازی باغ بالا نمیپردازد؟

کاووس سیاووش

باغ بالا که قدامت تاریخی آن به دوره عبدالرحمن خان میرسد و نام باغ بالا و آسیاب پایین از همان دوره تا کنون ورد زبانهاست، با سبز شدن درختانش در این فصل بهار، زیبایی خاصی را اختیار کرده و از هوای صافی برخوردار میباشد؛ اما با وجود آنهم بی توجهی هایی از سوی نهاد های دولتی، مخصوصاً شاروالی یا شهرداری در زمینه نظافت و وضعیت تفریحگاه باغ در آن به چشم میخورد.

در این باغ سر سبز و تماشایی که همه خانواده ها برای تفریح و هواخوری مشتاق آمدن به آن استند متأسفانه تمام خوبی های سرسبزی و طراوت آن تحت الشعاع بی توجهی به شکل تفریحگاه آن قرار گرفته، چنانکه در این باغ سبز، سرک ها اکثراً به شکل کند و کپر و ویرانه است، کانتین های آبرومند برای سرویس غذا های سرد وجود ندارد، غذا های طبخ شده سماوار های روی بازاد آن از لذت و نظافت لازم برخوردار نیست، بخاطر تنویر سرکها چراغ ها نصب نشده، چوکی های سمنتی در اطراف و اکناف باغ به چشم نمیخورد، فواره های آب وجود ندارد، محلات مخصوص برای خانواده ها با شرایطی که در سایر کشور ها از نظر نظافت و فضای آرام آن مد نظر گرفته میشود وجود ندارد، پارک وسایط به موتر های کسانی که به تفریح به باغ می آیند وجود ندارد، تدابیر امنیتی لازم به چشم نمیخورد، چمن ها و سبزه زار ها در میان باغ وجود ندارد، زباله دانی بخاطر انداختن مواد اضافی به چشم نمیخورد، بیت الخلاء به مقایسه باغ خیلی کم است و اصلاً از نظافت لازم هم برخوردار نیست، دیزاین و دیکور یک منطقه تفریحی و تماشایی با استفاده از تجارب سایر کشور ها در باغ تطبیق نشده که با این حال با وجود درختان سبز این باغ بیشتر به یک قلعه ویرانه شباهت دارد.

لازمست شهرداری، موسسات محیط زیست، اداره ملی محیط زیست و موسساتی که به حفظ آثار تاریخی مصروف اند دست به دست هم داده نقشه تیپیک یک باغ کهن را در این باغ و در جوار هوتلی که در آن از چهار گوشه جهان میهمانان اقامت دارند تطبیق کنند.

وضعیت اسفبار این باغ قبل از آنکه مردم شهر کابل را ناراحت بسازد مایه شرمساری و بی کفایتی مسوولان میباشد چون میهمانان خارجی که در هوتل انترکانتیننتل اقامت دارند و یا به هوتل باغ بالا می آیند از دیدن سرکهای کند و کپر، محیط آلوده به کثافات و نبود حد اقل معیار های یک تفریحگاه در این باغ شاید به ریش مسوولان و بزرگان مملکت بخندند و بگویند که چه مسوولان بی استعدادی! چون بازسازی و توجه به اکمالات مادی و تخنیکی این باغی که نام آن در کتاب های تاریخ درج شده نه پول زیاد میخواهد، نه تخصص زیاد و نه عقل زیاد، فقط یک شاروال دلسوز، یک آمر اداره محیط زیست دلسوز، یک آمر اداره حفظ آثار تاریخی دلسوز و یک آمر موسسه یی که برای سرسبزی کار میکند؛ اگر حد اقل برای تفریح ساعتی در هوتل این باغ بنشینند شاید از امکانات محدود و اولی اداره شان بتوانند این باغ را به یکی از زیباترین تفریحگاه های کشور مبدل سازند.


 

به استقبال سال نو من تعهد می سپارم که یک نهال بنشانم وتا آخر سال آن را آبیاری کنم
آیا میدانید که سیما ترانه به حجله رفته؟
آخرین روزهای قذافی از زبان ژنرالش
من در شکم هیولا زندگی میکنم
ويتني هيوستن به خاك سپرده شد
 

اقتصادی
 
مرگ «ملکه ديسکو»

دانا سامِر (Donna Summer)، خواننده سرشناس آمريکايی که در ميان طرفدارانش به لقب «ملکه ديسکو» معروف بود، در سن ۶۳ سالگی درگذشت. مدير برنامه های دانا سامر روز پنج شنبه، هفدهم ماه مه، با اعلام اين خبر گفت که اين خواننده آمريکايی به دليل ابتلا به بيماری سرطان در منزل خانوادگی خود در ايالت فلوريدا فوت کرده است.


 


به پيشواز روزمادر نوشته از گوگوش
گريه
ادبیات سکوت و ضد زبان
با خواندن این گزارش می فهمید گپ ازچه قرار است
یک دختر در غزنی به دلیل ناکامی در امتحان کنکور خودکشی کرد
 
فرهنگی
   نظریات چارلزبار منتقد انگلیسی در باره هیچکا ک

بله... البته قبل از آن درباره فیلم های انگلیسی هیچکاک نوشتم، چون سینمای بریتانیا مورد توجه من است و شاید درست مثل مقوله سینماسکوپ که همه علیه اش بودند و من خواستم از زاویه دیگری نگاه کنم، درباره هیچکاک هم بعد از کتاب رابین وود در سال ۱۹۶۵ درباره هیچکاک، همه متفق القول بودند که فیلم های آمریکایی هیچکاک خیلی بهتر از فیلم های انگلیسی اش است. اما سینمای بریتانیا برای من مهم بود. من درباره استودیوهای ایلینگ نوشتم و درباره هیچکاک می خواستم بگویم که فیلم های انگلیسی هیچکاک خیلی مهم هستند و او همکاران مهمی هم داشت؛ این طور نبود که یک نابغه در بیابان داشت کار می کرد و بعد رفت به آمریکا. بعد هم فرصت شد درباره سرگیجه کتابی نوشتم که "سرگیجه" فیلم پیچیده خیلی خوبی است .

فکر می کنم سرگیجه خیلی شخصی است و هیچکاک هیچ وقت این طور

نبوده... خیلی شاعرانه است...

به گمانم هیچکاک بی همتاست و همیشه هم خیلی شخصی است.... فکر می کنم بهترین شکل توصیفی است که یک نویسنده آمریکایی در تحلیل هیچکاک ارائه داده و آن این که هیچکاک آنجا مثل بودا نشسته و همه چیز را به خود جذب می کند و در قالب فیلم بیرون می ریزد. او بیرون نمی رفت که درباره چیزی تحقیق کند. می نشست و همه چیز را جذب می کرد و هضم می کرد. نکته ای که به نظرم فراموش می شود این است که همکاران هیچکاک را فراموش نکنید. او یک نابغه تنها نبود. برای نوشتن کتاب سرگیجه باید می رفتم به کتابخانه بزرگی در لس آنجلس و آنجا از خلال نامه ها و یادداشت ها دیدم که هیچکاک چقدر به نویسنده هایش وابسته بوده. در مورد فیلم های انگلیسی هم هیچکاک با نویسنده هایی کار کرده که پیش از او صاحب اعتبار و نگاه بوده اند و می توان دید که چقدر در کار هیچکاک تاثیر گذاشته اند.



چگونه میخواستند احساس هیتلر را زنانه بسازند؟
ثمر خيز از بس بود كندهار-خجل ساوه را مي كند از انار
تجليل از روز خر ها در مكسيكو
وضعيت واكنشي و روزمره روشنفكران افغانستان
آنتونیو تابوکی: "کار نویسنده شک کردن است"

 

 

Links   

All Right Reserve To Armaghan-e-Melli 2009 |Powered by Webmaster (APMC)