مردم مأیوس اند!
مردم از اینکه حکومت جدا از آنان مصروف معاملات پنهانی میباشد، مأیوس اند.
مردم از اینکه قدرت کشور به دست چند نفر انحصار شده و خود را در آیینه قدرت نمی بینند، مأیوس اند.
مردم از مشاهده اینکه در یک اداره حکومت کارمندی با چهل سال سابقه و تجربه معاش بخور نمیر میگیرد و آن دیگری با حمایت یکی از مقامات از معاش سوپر اسکیل مستفید میشود، متأثر اند.
مردم از اینکه در این سرمای زمستان تیل، گاز، ذغال و چوب را به دلیل صعود سرسام آور نرخ ها خریده نمیتوانند و اطفال شان در ماه چله به عوض نان، خنک میخورند و در مقابل آقایانی در شهر رویایی دبی پس از ختم کار رفته شب را سپری میکنند، مأیوس اند.
مردم از اینکه رشوه و اختلاس در کشور بیداد میکند، مأیوس اند.
مردم از اینکه نام افغانستان در صدرجدول فاسد ترین دولت های جهان ثبت شده، عمیقاً متأثر اند و آن را لکۀ ننگ بر پیشانی کشور میدانند.
مردم از مشاهده اینکه در میدان های هوایی هنگام مسافرت بکس و بگاژ افغانها نظر به سایر مردم دنیا زیادتر تلاشی میشود تا مبادا در آن مورفین، هیروئین، کوکائین، بنگ، چرس، تریاک... باشد، عمیقاً متأثر بوده خود را توهین شده احساس میکنند.
مردم از اینکه هر هفته با کشیدن میلیون ها دالر از ذخایر اسعاری کشور نرخ پول افغانی در برابر دالر از سقوط نجات داده میشود، نگران اند و میگویند آخر این کار به کجا خواهد کشید.
مردم از اینکه جامعه جهانی و سردمداران قدرت در افغانستان فقط صدای تفنگداران و صاحبان دار و دسته و گروپ اخلال گر را می شنوند و با خاموشان کاری ندارند، متأثر اند.
مردم از اینکه مجلس قانونگذار افغانستان اسیر پنجه حکومت شده، مأیوس اند.
مردم از اینکه در طی ده سال هنوز یک گیلاس آب پاک به طفل شان نمی رسد، مأیوس اند.
مردم از اینکه طی ده سال هنوز پایتخت شان سیستم کانالیزاسیون سراسری ندارد، متأثر اند.
مردم از اینکه طی ده سال بخاطر حل مشکل ترافیک حد اقل چند سرک هوایی در چارراهی های محمد جان خان، زنبق، پل محمود خان، پل آرتل، دهمزنگ، چارراهی ملک اصغر و... ساخته نشده، مأیوس اند.
مردم از اینکه کیسه بر در زندان های افغانستان ماه ها بدون سرنوشت زندانی می ماند ولی افراد انتحاری و انفجاری با حرمت و احترام از زندان آزاد میشوند، عمیقاً نگران اند.
مردم از اینکه همه قدرت افغانستان توسط افرادی به گروگان گرفته شده که هویت اقوام را دزدیده و به عوض حکومتداری گروپ بازی میکنند، مأیوس اند.
مردم از اینکه در برابر چند صد مرمی توپ به خاک افغانستان و کشته و زخمی شدن ده ها و صدها هموطن شان در حکومت افغانستان کسی پیدا نشد که کمرش را ببندد و مانند اجداد و نیاکان از سرحد دفاع کند، عمیقاً متأثر اند.
مردم از اینکه جامعه جهانی افغانستان را در وجود چند حزبی که لانه و کاشانی و قرار گاه و تربیت گاه شان در ممالک همجوار بوده و غیر از خون و آتش هیچ پیامی برای ملت ندارد، می شناسد، مأیوس و متأثر اند.
مردم ازاینکه زمامداران متفکر ندارند و سیاست کشور غرق در روزمره گی، گروپ بازی و مسایل شخصی شده، مأیوس اند.
مردم از اینکه دریاهای شان به کشور های همسایه می ریزد و دشت های افغانستان بکر و بایر اند و گندم را از خارج گدایی میکنند، مأیوس اند.
مردم از اینکه کشور شان به بازار اموال استهلاکی ممالک همسایه مبدل شده و حتا تخم مرغ را از خارج تناول میکنند، مأیوس اند. و سرانجام مردم از اینکه... مأیوس اند... مأیوس اند... مأیوس اند و متأسفانه نمیدانند این همه غمها، دردها، نگرانی ها، تشویش ها و تأثرات شان را به کی بگویند.
|