شماره 59/پنجشنبه 10 جدی 1388/31 دسمبر 2009

نویسنده: موسی رادمنش هنرپیشه، کاگردان و سناریست سینمای افغانی
و بار دیگر، دمی در کنار رودخانۀ هنرمند، سینما و سینماگر، درنگی میکنیم.
یادی از شخصیت وارسته، که با اندیشه هایش، کارگردانی های معروفش، تدوین گری شایسته اش از جمله بنیانگذاران سینمای افغانی و عنصر فعال در تولیدات، پرودکشن های شخصی بود و درکنار ریاست افغان فلم، همچو چراغی در مسیر سینمای افغانی حضور داشت.
بلی! استاد مرحوم توریالی شفق، کارگردان بزرگ و مرد نام آور سینمای افغانی با عمری سعی و تلاش بیکرانه، سینمای افغانی را سمت و سو داد و خود را در زمره پیشکسوتان هنر و فرهنگ خاصتاً سینما معروف ساخت، آثار افتخار آفرین و شاگردان ممتاز به یادگار گذاشت.
مرحوم توریالی شفق اسباب ورودش به سینما را در زمان حیاتش بما چنین توضیح داده بود:
«یک تصادف کوچک در زندگی من، سبب شد تا به عالم سینما رو آورم، طوریکه من دنبال کاری سرگردان بودم و اتفاقاً در یکی از محافل خصوصی دوستان با مرحوم آصفی که در آن زمان متصدی عمومی عکاسی و فلمبرداری بود، آشنا شدم، او در اولین برخورد و آشنایی اش، استعداد مرا در هنر سینما باز شناخت و باعث شد تا کورسهای کوتاه مدت شناخت تخنیک و پراتیک سینمای را تعقیب نمایم. از میان شاملین این کورسها به تعداد دوازده تن تحصیل شان را موفقانه به پایان رسانیدند که من نیز شامل این دسته میشدم، متعاقباً در سال 1342 به حیث معاون فلمبردار و سال بعد معاون منتاژور و تدوین گر تعین و به کار مسوولانه برای نخستین بار پرداختم.»
همانا اوایل سال 1344 با استفاده از یک بورس تحصیلی عازم، فلم انستیتوت پونه هندوستان گردیده و پس از موفقیت در رشته تدوین (مونتاژ) با دیپلوم بدست آورده دوباره به وطن برگشت.
در آن زمان تازه لابراتوار افغان فلم به کار آغاز کرده بود که با استفاده از آن در کنار تدوین فلم های اخباری و داکومنتری (مستند) که مسوولیت کارگردان کمکی و تدوین گر فلم های سینمایی (روزگاران)، (اندرز مادری)، (روزهای دشوار) و کارگردانی چند صحنه از فلم داستانی و تاریخی (رابعه بلخی) را عهده دار شدند.
در سال 1350 گروپ فلمسازان جوان امریکایی در رابطه به تهیه فلم انسان شناسی «انتروپالوژی» واردکشور گردیده بودند، آن زمان توریالی شفق منحیث یک کار آگاه به صفت مشاور و فلمبردار به آن گروپ معرفی شد، و با آنها جهت تصویر برداری مدت چهار ماه در علاقه داری آقکپروک شولگره ولایت بلخ همکاری کرد، از سنبله همان سال جهت تدوین برش های فلم به انگلستان دعوت گردیده در زمان اقامت بر علاوه تدوین فلم متذکره به کورس های آموزش سینما در نیشنل فلم اف لندن نام ثبت کرد و آموزش بیشتر دید و نحوۀ آموزش را در آثار سینمایی وقت عملاً پیاده کرد. نه تنها تجربه اش را در میان اعضای رسمی افغان فلم، بل میان شایقین سینما خارج از امور رسمی ارایه نمود و به همکاری اش الی سال 1353 به ریاست افغان فلم ادامه داد و از آن سال به بعد همکاری را با افغان فلم روی ملحوظات رسمی قطع کرد. چون اندیشه نو و گسترده تری را به همراه داشت، با ایجاد موسسات فلمسازی آزاد و مستقل، به خاطر حمایت و پشتیبانی از آن به اعضای رهبری موسسه آریانا فلم پیوست، فلم زیبای هنری (مجسمه ها میخندد) را بطور مستقلانه کارگردانی نموده به اثر این ابتکار در آسمان آبی سینمای افغانی ستارگان نو و بالنده درخشش پیدا کرد. بعداً در جمع همکاران و عزیزان نو بپا خواسته عرصه سینما طرح ساختار فلم زیبای داستانی (غلام عشق) را ریخت، به تهیه سناریو (فلمنامه) پرداختند و با همآهنگی هم، تدابیر تصویر پردازی، انتخاب چهره ها و مرحله شوتنگ آنرا بین سالهای 1356 و 1357 طی نموده مرحله اکمال و نمایش فلم را که به استقبال گرم مردم مواجه شد، بدوش گرفت.
روزی من شاهد بودم که استاد شفق در برابر سوال یکی از ژورنالیستان مجله هنر و دیگر رسانه های صوتی و تصویری چنین پاسخ میداد:

«به نظر من تورید و نمایش فلم های تجاری از دو لحاظ واجد دقت و ارزیابی است، نخست از دیدگاه اثرات منفی آن بر معنویات جامعه بالخاصه از نگاه تعلیم و تربیت نسل جوان که هنوز صاحب شخصیت و قضاوت مستقل از خود نیستند و نا خود آگاه با دیدن این نوع فلم ها به ارتکاب جرم و انواع انحرافات روانی، اخلاقی و تخلف به موازین اجتماعی کشیده میشوند، ثانیاً دیدن صحنه های مهیج، پندار آلوده تخیلی و دور از واقعیت نوعی بد آموزی و دانستنیهای کاذب را در میان قشر جوان که بدیدن فلم ها علاقمند اند و به سینما میروند، بوجود میآورد که البته این وضع و آوردن و تکثیر فلم هایی که بار منفی دارند غیر مستقیم بر تولید فلم های افغانی از جانب سینماگران نو پای کشور متصور و تأثیر گذار است»
سوال دیگر اینکه: عدۀ از هنروران جوان عقیده دارند که هنرشان باید در دسترس همگان باشد، دست به مردم دراز کند و به اکثریت تعلق داشته باشد. درین باره ابراز نظر کنید؟
باز هم با درایت کامل عینکش را از چشمان گرفت و دوباره به چشمانش گذاشته افزود:
«به نظر من این امر به خودی خود ضامن آن نیست که هنر واقعاً به تملک مردم در آید. نکته عمده در آنست که هنر چه چیزی را به مردم ارایه میکند، آیا به غنای آنها می افزاید و تعالی می بخشد و نا گزیر شان میسازد، خود را با میزان های عاطفی و احساسی بسیار حقیرانه دمساز سازند.»
این سینماگر صاحب اندیشه که کارش را عاشقانه دنبال میکرد، سعی داشت تا روند تکامل سینمای افغانی با تیوری و پراتیک میان جوانان علاقمند هنر همراه باشد، بالاثر در زمان معین کار معین را پیش میبرد و تدبیر شایسته داشت، موصوف به اثر پیشنهاد یارانش در پاییز 1358 امتیاز موسسه فلمسازی شفق فلم را منحیث یک هسته قابل توجه که جوانان مستعد در محور آن وقتاً فوقتاً جمع میشدند، آموزش میدیدند، کار پیگیرانه را انجام میدادند و تجربه می اندوختند، احیاء نمود، با اتفاق هم نخستین محصول موسسه را بنام فلم سینمایی (جنایت کاران) که فلمنامه و کارگردانی آنرا مرحوم شفق و امور فلمبرداری آنرا انجنیر لطیف احمدی بدوش داشت به اثر مساعی همه جانبه، اعضای صمیمی موسسه تهیه، اکمال و غرض نمایش روی اکران (پرده) در سینما های شهر پیشکش کردند، این فلم با نمایش یافتن، نه تنها مورد استقبال گرم از سوی مردم قرار گرفت، بل یک موج تازه دیگر را به سینما و رشد پویایی آن دعوت کرد که این فلم با بدست آوردن موفقیت، کاندید به جایزه اسکار نیز گردید. پیوست به آن فلم های (عشق من، میهن من) و (گام های استوار) که هر کدام در فستیوال های آنزمان شرکت و دیپلوم افتخاری را در کشور به ارمغان آورد، تا اینکه استاد توریالی شفق با درک شرایط و اوضاع حاکم سوژه را از حوادث روز گار دشوار جنگ های راکتی رویدست گرفت ولی دریغ و درد که این اثر نا تکمیل ماند و مریضی مجالش نداد و بتاریخ 20 ثور 1368 بعمر 44 سالگی داعی اجل را لبیک گفته، نفس به جان آفرین داد، سینمای افغانی و شاگردان و یارانش را سوگوار ساخت،
یادش گرامی و روحش سبز، سبز...
این مشعل فروزان که با زیور علم و دانش مسلکی آراسته بود و انتقال اندیشه و تجربه اش را به هیچ آرزومندی دریغ نمیکرد.
روی همین تفکر در موسسه اش آموزش، تیوری، پراتیک، تخیک و فن بازیگری (هنر پیشه گی) را بنیاد کرده بود و روز تا روز شایقین هنر سینما، خاصتاً جوانان از این مشعل افروخته شده استفاده مینمودندکه از جمله آن یکی من (موسی رادمنش) میباشم و با افتخار میگویم (الفبای سینما را از لطف و مرحمت استاد مرحوم توریالی شفق آموختم) و رهنمایی هایش را از سینمای 8 ملی متر، شانزده ملی متر، سی و پنج ملی متر و در نوار های تلویزیونی و دیجیتل تجربه کرده، آثاری را آفریده ام.
به همین منوال شاگردان و یاران دیگر همچو:
انجنیر لطیف احمدی، قدیر رشیدی، طاهر مُحبی، سلیمان علم، تیمورشاه حکیمیار، فتح الله پرند، عبدالله وطندوست، ایوب معصومی، اکرم خرمی، احمد سیر رحیل، عارف الدین، محمد جان گورن، سلام سنگی، صفور آهن خیل، جیلانی اکبری، ابراهیم طغیان، شاه محمود شارق، واسع صمدی، محمد حکیم، سید حنیف همگام، زمان دلاور، یاسین خموش، حبیب ذلگی، زلمی، شاه مرد برومند، سید میران فرهاد و در زمرۀ بانوان- مینا شفق، عادله ادیم، ذکیه داماچ، خورشید نور میباشد. آنان در آثار استاد به اندازه استعداد و مسوولیت های شان در آفرینش همدست و همنوا شده تا آهنگ رشد و بالندگی سینمای افغانی را غنا بخشند و به کاروان پیشرفت همصدا و همآهنگ شوند.
مرحوم توریالی شفق در روز های آخر حیاتش در روند تهیه و تولید فلم ها سمت رییس انجمن سینماگران را در اتحادیه هنرمندان وقت عهده دار بود، استاد برعلاوه ییکه شاگردان و یارانش را در حلقات پرودکشن ها رهبری و یاری میرساند، در انجمن سینماگران با صداقت و تقوا به وقت و زمانش از نیاز ها و خواست های صنفی اعضای انجمن بدون کمی و کاستی رسیدگی بعمل می آورد که نشانه فعالیت هایش، جلایش سینمای افغانی در دهه شصت میباشد.
این یادکرد را در همین جا با اظهار نظر دوستداران و یارانش اختتام می بخشیم.
انجنیر لطیف:
«وقتی یاد و نام از توریالی شفق میشود، من تکان میخورم و بیاد صمیمیت ها چهره شاد و خوش مزاجی اش چشمانم را پُت کرده، تجسم میکنم که او دایماً میگفت:
انجنیر! بیا کار تولید فلم را که آغاز کرده ایم، بدون خستگی انجامش دهیم و از خود آثاری بیادگار بگذاریم، جوانان که به ما چشم امید دوخته اند، استعداد شانرا، ذوق شانرا و تلاش شانرا یاری و کمک کنیم»، واقعاً شفق مرحوم یک شخصیت والا و بینظیر در روند تکامل سینمای افغانی بود، روحش شاد!»
صدیق برمک:
«مرحوم شفق یک شخصیت مسلکی و مهر پرور بود، دوست داشت آموزش مسلکی با تقوا همنوا باشد، او باعث شد تا من به تحصیل بروم، راه و رسم سینما را آموزش ببینم، برخورد صمیمانه او هیچگاهی فراموشم نمیشود یادش گرامی!»
تیمورشاه حکیمیار:
«اصلاً نام شفق با سینمای افغانی یک پیوند ماندگار دارد ما شاگردانش شاهد هستیم استاد چقدر به سینما، شایقین هنر سینما و جوانان فکر میکرد، میگفت:(تصویر (سینما) آیینه است، شفافیت آنرا نگهدارید تا دیگران به او نگاه کرده اشتباهات خود تصحیح بدارند).»
خورشید نور:
«اعتماد و تشویق استاد شفق باعث شد تا من وارد تمثیل در فلم (غلام عشق) شوم، خاطرات نیک او فراموشم نمیشود، او عادت داشت، نقش را بخوبی برای ما تشریح دهد و از ما بازی خوب میخواست بصراحت میگویم که من نیز از اندوخته های او آموزش دیده ام و به آن افتخار میکنم.»
حمیده عبدالله:
«هیچ یادم نمیرود که در فلم (جنایت کاران) مرحوم شفق مرا دعوت کرد، خیلی صمیمانه شخصیت نقش را برایم بیان داشت، وقتی در هر شات بخوبی کار مینمودم، خیلی تشویقم مینمود و این حرکتش برای ما دلداری و حمایت، بود سخنان خورشید نور را من نیز تصدیق میکنم.»
قدیر رشیدی:
«وقتی حال یادی از مرحوم شفق میشود، آسمان در نظرم ابری میآید، او جوانمرد، صمیمی، صاحب وقار و عزت بود، دست مرا گرفت، سعی کرد تا بیاموزم و در رشته مونتاژ (تدوین) صاحب نام و اثر شوم، من نیز سعی کردم هدایتش را جامه عمل بپوشانم.»
یاسین خموش:
«استاد توریالی شفق مرد بزرگ، شخصیت دانا و توانا در عرصه سینمای افغانی، دوست دار راهیان سینما بود، من نیز از او آموختم، خاطرات شیرین از او به یاد دارم، یقیناً مشعل افروخته شده اش را شاگردانش تا هنوز فروزان نگهداشته اند، این کمال بزرگی سینماگر نام آور است.»
صفور آهن خیل و نصرالله نو روز در حالیکه به یاد استاد شفق چشمان شان اشک پُر مینمود با گلوی گرفته اظهار داشتند که «ای کاش چند صبای دیگر حیات میداشت تا ما اندکی بیشتر از او می آموختیم، او مردی نیکو سیرت و صمیمی بود روحش شاد!»
به همینگونه دوستداران او به گونه های خاص خاطرات دورۀ آموزش و کارکردهایش را نیک می پندارند، نظر به اطلاع و آگاهی، قرار است در همین نزدیکی ها از سوی بنیاد فرهنگ و جامعه مدنی، رادمنش فلم، افغان فلم و سینماگران از شیفته شخصیت نام آور، این سینماگر پُر تلاش و محبوب (استاد توریالی شفق) طی محفل با شکوه، ارج گذاری و تجلیل شود.
و من که دلم نمیشود در باره استاد شفق کم حرف بزنم، زیرا در هر زاویه او سخنان داشت، رهنمود ها داشت و خاطرات ماندگار که هنوز هم یاد و رهنمود هایش برایم سر مشق است، اما بگفته شاعر، کلام را تا برگذازی محفل یادبودش در همین جا پایان می بخشم:
ای سنگ و صخره ام
ای آب و خـاک من
مهرت همیشــه باد
در قلــب پاک من
روح استاد توریالی شفق شاد باد!Ÿ